اوا چرا این جوری پس؟
اینم ژستای قبل از حموم رفتنته .همین امروز وااااااااااااااااااااای بخورمش ...
نویسنده :
مامان جونت
16:18
تولدم
همه زندگیه مامانی ١١ آذر تولد من بود و بابایی منو یه سورپرایز بزرگ کرد. یه کادویی به من داد که اصلا فکر نمی کردم برام اینو بخره و منو خیلی خوشحال کرد. اینم کادوی بابایی به من که واقعا دستش درد نکنه. ...
نویسنده :
مامان جونت
16:15
محرم الحرام
السلام علیک یا ثارالله عشق من باز محرم اومد با هزار بار غصه و غم. و تو عاشق سینه زدن برای امام غریبمون و من عاشق اشک ریختن برای علی اصغرش. باز هم مثل همیشه ما ایام محرم میریم امام زاده علی اکبر چیذر تا برای امام حسین (ع) عذاداری کنیم. تو امسال مشکی پوش امام حسین(ع) شدی. صبح زود به عشق سینه زدن بیدار میشدی که بریم چیذر و وقتی ساعت ٣ مراسم شروع میشد تو مثل آقاها فقط میشستی و سینه میزدی. ...
نویسنده :
مامان جونت
16:05
حرکات جدید
گوشت کو؟ فدات بشم چشت کو؟ عزیز دلم دماغت کو؟ نفسم دندونت کو؟ امیدم ابروت کو؟ قلبم پاهات کو؟ جیگرم بوس بفرست. آخ مردم چی میخوری؟ایییییی(یعنی خوردنی میخوای) گل من کارای دیگه هم بلدی ولی هر چی بهت گفتم دیگه انجام ندادی.فکر کنم حوصلت سر رفت حالا بعدا حتما میذارم ببینی. ...
نویسنده :
مامان جونت
15:56
بدون شرح
پسملیه دخملیم البته وقتی این عکس رو ازت گرفتم اصلا حال نداشتی چون واکسن ١٨ ماهگیتو زده بودیم و خیلی تب داشتی و خیلی هم درد. ...
نویسنده :
مامان جونت
15:44
یه مهمونی با دوست جونت
جیییییییگر طلام ٣٠ آبان،من و شما به اتفاق فامیل بابایی رفتیم خونه عمه بابایی(عمه فاطی). اونجا با پارسا که میشه نتیجه عمه فاطی خیلی بازی و شیطنت کردین و من از فرصت استفاده کردم و ازتون چند تا عکس خوشگل گرفتم. قربون جفتتون برم که انقده نازین. ...
نویسنده :
مامان جونت
15:35









